بیان خاطره ای از افشین علاء در دیدار با مقام معظم رهبری

    مربیان ادبی و فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان بوشهر روز دوشنبه 10 آبان ماه در نشست ادبی با عنوان: « دو پنجره» میزبان افشین علاء شاعر و نویسنده برجسته حوزه ادبیات کودک و نوجوان کشور بودند. کتاب های« یك عالم پروانه، یك سبد بوى بهار، بلدم شعر بگویم، نسیم دختر باد، خاطرات مه گرفته، گل صد برگ و تانك و دست هاى مادرم و ... » از مهم ترین آثار مکتوب او می باشد.

به همین بهانه روابط عمومی کانون این استان با وی مصاحبه ای داشت که توجه شما را به آن جلب می کنیم.

 

با سلام خدمت شاعر خوب و گرانقدر در ابتدای کلام از خودتان بگویید؟

من اهل شهرستان نور استان مازندران هستم، تا دیپلم فرهنگ و ادب در این شهرستان بودم و در سال 1366 به تهران آمدم و در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداختم. هم زمان نیز کارهای فرهنگی و ادبی خود را آغاز کردم. در ابتدا با کیهان بچه ها و کانون این کار آغاز شد و تا الان که حدود 23 سال می گذرد با نشریات و مطبوعات مختلف کار می کنم.

چه شد که برای کودکان و نوجوانان شعر گفتید؟

فکر می کنم بچه ها بنا به استعدادی که دارند، در این سنین می توانند بر اساس نوع مطالعه که می کنند مسیر خودشان در زندگی را پیداکنند. من هم در دوران کودکی و نوجوانی در معرض کتاب های خوبی بودم به ویژه در زمینه ی شعر کودک که در آن سال ها شعرهای آقای محمود کیانوش حرف اول را می زد، فکر می کنم در آن سال ها تحت تاثیر آن شعرها قرار گرفتم.

مهم ترین خصوصیات شعر خود را در چه می  بینید؟

این را من نباید بگویم ، بلکه دیگران باید بگویند. اما می توانم بگویم که یک شعر علاوه بر کودکانه بودن به معنای واقعی باید شعر باشد. گاهی اوقات ما فراموش می کنیم که شعر کودک فقط قید کودکانه بودن ندارد بلکه در وهله اول باید شعر باشد. قوت شعرهای کودک نیز مانند سایر شعرها بستگی به مطالعه و پیگیری شخص شاعر در ادبیات کهن و ادبیات معاصر دارد و ما تا دارای یک ذهنیت قوی نسبت به شعر نباشیم در شعر کودک نیز نمی توانیم آثار ماندگاری خلق نماییم. تلاش من این است که اشعار خود را به ذات و جوهره شعر نزدیکتر کنم.

شما از نوجوانی برای بچه ها شعر گفتید، دلیل استقبال بچه ها از شعر یک شاعر هم سن و سال خود چه بود؟

البته از اول این طور نبود. من از دوران ابتدایی مثل همه بچه هایی که شعر می گفتند ادای بزرگترها را در می آوردم اما هر چه که بزرگتر شدم و به سن نوجوانی رسیدم نوع مطالعه ای که داشتم و ارتباط با کانون و مجلاتی مثل کیهان بچه ها به من نوعی هدف داد و احساس می کردم که زبانم را باید به سمت سادگی ببرم. زبان هر چه ساده تر و روان تر باشد بهتر می تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. دیدم این زبان ساده و روان منجر به ایجاد شعری می شود که ما امروزه به آن شعر کودک می گوییم.

کودک درون شما چند ساله است؟

من به این کودک درون خیلی اعتقاد دارم به جهت اینکه خیلی ها فکر می کنند کار برای کودکان به این معنی است که ما حتماً کودک بمانیم و مانند بچه ها ببینیم، فکر کنیم و رفتار کنیم. البته این طور نیست همه ی ما بزرگسال هستیم و کسی نمی تواند به خود دروغ بگوید. کار برای کودکان یک نوع نگاه به کودکی است. هر کس بتواند این کودک را در خود حفظ کند حتی برای لحظات خیلی معنوی سرودن شعر و ... تاکنون به اینکه کودک درون من چند ساله است فکر نکرده ام ولی می توانم بگویم در بیشتر ساعات شبانه روز این کودک درون زنده است و با من حرف می زند. شاید در حدود 10 الی 12 ساله باشد.

مهمترین سبک شعری افشین علاء چیست؟ علاوه بر استاد کیانوش شاعران دیگری نیز توانسته اند در شما تاثیر بگذارند؟

شعر کودک و نوجوان با توجه به اینکه یک پدیده دیر سالی نیست و تجربه ی نوعی محسوب می شود غالباً با قالب چهار پاره پیوند خورده است. و اکثر شعرهایی که برای بچه ها سروده می شود در همین قالب است. این نه خوب است و نه بد، شاید بعضی ها انتقاد کنند که چرا این قالب زیاد تکرار می شود. من به این اعتقاد ندارم. این قالب دارای ظرفیت های فراوانی است، اکثر شاعران نیز در این قالب شعر می گویند. قالب اصلی شعر من نیز چهار پاره است اما اعتقاد دارم در کنار چهار پاره باید تجربه های دیگری را نیز با بچه ها در میان گذاشت، البته در محدوده ی قواعد شعر کلاسیک. چون ایجاد نظم و هارمونی در ذهن بچه ها در شعر ادبیات یکی از وظایف شاعر کودک است. به جهت اینکه ما شعر کودک را یک کلیدی می دانیم در دست بچه ها که در بزرگسالی با آن کلید به سراغ گنجینه ی اصلی که همان ادبیات کهن و معاصر پارسی است بروند، بنابراین برای ورود به آن فضا بچه ها می بایست با معیارها و قواعد کار آشنایی داشته باشند. وزن ، موسیقی و هارمونی حرف اول را در ارتباط بچه ها با شعر می زند. چهار پاره به دلیل ویژگیهایی که از نظر فرم و قالب دارد بهتر جواب داده که در جای خود نیازمند بحث مفصلی است ولی در کنار آن باید به فکر آشنایی بچه ها با سایر قالب های گوناگون نیز بود. یکی از معیارهای مناسب، سبک کار آقای محمود کیانوش است که علاوه بر چهار پاره قالب را بسط داده به جای چهار مصراع از پنج مصراع، شش مصراع یا بیشتر استفاده کرده، قافیه ها را پراکنده، وزن ها را کوتاه و بلند کرده که باعث ایجاد شیوه هایی زیبا مبتنی بر موضوع شده است. مثلاً شعر گندم زار او با نوع وزن ، ریتم و تعداد مصراع های آن کاملا با بازی و جست و خیز در گندم زار تناسب دارد یا شعر آبشار او و ... این هوشمندی ها است که باعث می شود شاعر به قالب مناسب بچه ها متناسب با هر سنی برسد. علاوه بر چهار پاره شعر نیمایی نیز دارای ظرفیت های خوبی برای شعر کودکان می باشد.

معمولا عنوان کتاب های خود را چگونه انتخاب می کنید؟

وقتی که مجموعه ای از شعرها را آماده چاپ می کنم، در بازبینی نهایی پس از مرور مجدد از جذاب ترین آنها برای عنوان کتاب الهام می گیرم.

درون مایه شعرهای شما چگونه انتخاب می شود؟ کوششی یا جوششی نیز وجود دارد؟

قاعدتاً شکل رایج شعر شکل جوششی آن است اما هر جوششی در کنار کوشش معنی پیدا می کند و اینها از همدیگر جدا نیستند، با اینکه کاملاً دو مقوله ی متفاوت هستند. جوشش یک امر کاملاً درونی و غریزی است و به روح و ظرفیت های درونی انسان بستگی داشته و قابل تعریف نیست. اما کوشش دقیقاً مثل یک علم، مثل یک فن ، حرفه و صنعت در شعر می توان نگاه کرد که می بایست برای رسیدن به آن با  ادبیات و معیارهای آن ، مهندسی کلمات و قوت و فن شعر آشنا شد. هر دوتای اینها برای شعر لازم است. اینکه بعضی ها می گویند نباید در بند قواعد بود هر چه از درون می جوشد باید ریخت بیرون، من این را قبول ندارم، این جوشش تا در قالبی برازنده قرار نگیرد، مخاطب نمی تواند از آن استفاده کند. در مجموع شروع با جوشش است.

شهریور ما امسال به همراه اصحاب ادبیات دیداری با مقام معظم رهبری داشتید، چه خاطره ای در این زمینه دارید؟

ایشان به دلیل اینکه در زمینه ادبیات یک منتقد خوبی هستند و آشنایی عمیقی با مباحث ادبیات بخصوص در حوزه شعر دارند، جزء بهترین مخاطبان شعرها هستند و شاعران همیشه با اشتیاق شعرهای خود را در محضر ایشان می خوانند.

شاعران واقعاً ایشان را یک شاعر، یک منتقد، یک هم صحبت خیلی تیز بین و استاد ژرف نگر می بینند و همیشه با اشتیاق شعر های خود را در محضر ایشان می خوانند.

یکی از بهترین خاطرات دیدار با آقا مربوط به زمانی است که در محضر ایشان شعر « طعم صلوات» را قرائت می کردم. آقا بطور بسیار عمیقی با شعر من ارتباط برقرار کرده بودند، در بیت آخرکه گفته شد: « از قنـد و شکـــر بهتــر خوشـتر ز نبـات است این - طعم عسل از من نیست  طعم صلوات است این » با توجه به وزن و قافیه شعر قبل از من مصراع آخر بیت را بیان فرمودند. که این کار باعث ایجاد قوت قلب و تشویق من به سرودن اشعار بهتر شد.

در پایان نظرتان در مورد برنامه دو پنجره چیست؟

حضور در کنار بچه های با استعداد بوشهری برای من یک خاطره بسیار شیرین بود. برپایی چنین برنامه ای یک حرکت بسیار خوب از جانب کانون است که باعث تشویق بچه ها به مطالعه شعر و ادبیات و همچنین تبادل تجربه و بهره مندی از توانایی مربیان خواهد شد.

از میهمان نوازی بوشهری ها نیز بسیار سپاسگزارم.